محبت

وبلاگی برای جوانان ایرانی

سالی دیگر رفت...

یک سال دیگه هم رفت...  

مثل همیشه روزهایی که مدت هاست گذشته اما انگار چند روز یا چند هفته پیشتر نبوده...  

چه نعمت هایی که نداشتیم و بدست آوردیم..

 

چه نعمت هایی که داشتیم و از دست دادیم...  

و از گذر زمان و تحویل سال، باید چنین جنس حرف هایی رو به خاطر داشت...  

و این آمد و رفتن نعمت ها، نشان کوچکی از رستاخیزه... 

انشالا سال جدید برای شما مخاطبان عزیزم سالی همراه با رشد معنوی  

  و تقرب به درگاه حضرت دوست باشه

انشالا...


قبض پیامک در قیامت!

طراحی هوشمندانه انتشار بی خردانه

 

آروم تر بگو بشنوم عزیزم! همسر شهید...

ترجیح میدهم در زندگی فلان باشم تا فلان...دکتر شریعتی

یه روز به لقمان گفتم لقمان...لقمان چقدر بی ادب شده بچه ها!

تو شب قبر سوالا لو رفته بود عزراییل ...

بچه آب رو دو نیم نکن! بذار بشورمت! مادر حضرت ....

....

...

..

.

این ها مشتی از خروارها پیامک روزمره ای یه که در موبایل های ما خواسته نا خواسته پیدا میشه،

 پیامک هایی که با سرعتی انفجاری در شبکه های اجتماعی گسترش پیدا میکنه

متفکران معتقدند برای مبارزه با یک حقانیت و چیزی که مورد پذیرش روح و عقله؛ دو راه اصلی وجود داره؛

اول مبارزه مستقیم و نابودی اون حقیقت

و دوم به سخره گرفتن و کوچک کردن اون حقانیت با خنده و استهزا

پیشاپیش چه نیکو خبر دادند پیامبر عظیم الشان اسلام که در آخر الزمان لشگر سفیانی و دجال در کنار یکدیگر با دین مبارزه میکنند...

سفیانی اون تیغ های تیز برنده سر حقانیت ؛ و تیر های سرکش و شکافنده قلب مظلومین در دنیای امروزه

و دجال اون جریان پر تزویر و مکاری که دین رو با زیرکی، با ظرافت و دقت، با خنده و چشاندن تلذذ های دنیایی از قلب ما میگیره

آیا به ادامه نقطه های جملات بالا فکر کردیم؟

آیا پخش لطیفه های فوق هوشمندانه، چنان که جای مهر بر پیشانی ها رو هم به خنده وا میداره؛ اون هم با محویت تمسخر پیامبران در کشوری با اساس فرهنگی و ملی دینی، یک اتفاق شکل گرفته بر پایه بی نظمی یه؟

آیا این روند آینده خطرناک تری رو ترسیم نمیکنه؟

آیا با شمردن افراد و جریانات مورد استهزا؛ به نتیجه ای نمیرسیم؟

این ها مثل دانی پشت سر هم چیده و پاشیده شده برای پرنده است تا اون حقیقت ناب و پاک به مذبح کشیده بشه

و کوچک کردن پیامبر عظیم الشان؛  قرآن ؛ صراط مستقیم و در نهایت ذات مقدس باری تعالی، هدف  قطعی و لا یتغیر این روند پلیده

اگر ما هم نا خواسته جزو بلندگوهای این جریان سخیف و کثیف و پلید هستیم به هوش باشیم که روزی در درگاه باری تعالی مغلول و روسیاه؛ پاسخگوی کمک به گمراهی صراط مستقیم حتی به اندازه یک غبار موجود در هوا خواهیم بود

 


نقص اعظم...

در سلسله روخوانی همراه با معنی قرآن امروز به سوره ای از قرآن رسیدم

که تا به حال اصلا یک آیه شو هم " نه دیده و نه شنیده بودم "...

خیلی خجل شدم...

که سالها گذشته اما کلام خدا رو کامل نشنیدم...

خدایا ببخش منه عاصی رو از باب این تمثل اما...

اگر به قرآن به اندازه جزوات دانشگاهی مون بها بدیم شاید رستگار بشیم...


حکم لا یتغیر...

در این اعصار آشفته ما محکومیم به پذیرش امری بین دو امر ... 

یا افزایش معنویت و عرفان شخصی و  ماندگار شدن ...

یا پیوستن به مسیر جمعیت کثیر و لای ورق های تاریخ مدفون شدن ...

 

 والسلام

 

 


عینکی با قدرت تلسکوپ...

بیمناکم از خود... 

آیا اگر من هم در آن واقعه؛ در کربلا بودم بین ناحق بودن فرمان خلیفه با اکثریت پر شکوه و حقانیت حسین با آن تعداد قلیل و سپاه اندک؛ به سمت حضرت میرفتم؟ 

آیا چنان بینشی داشتم که بین اکثریت کج فکر ولی ظاهر الصلاح، و اقلیت صحیح، بین دو لشگر نماز خوان و مهر بر پیشانی ؛ خلوص ناب استخراح کنم؟  

اگر جواب ما سریع و فوری؛ بله است باید متذکر امری شد...

این یک نماده ... 

فتنه ها همیشه به روز و پا به پای رشد و بصیرت مردم رشد و گسترش پیدا میکنه 

آیا من قادر به تشخیص فتنه های به روز هستم؟ 

آیا قدرت عدم متابعت از اکثریت رو دارم؟ 

چه کنیم که قدرت بیشتری در فهم و بصیرت پیدا کنیم ؟ 

 

آیا اصلا دغدغه ای برای مهیای جنگ های مهیب آینده شدن داریم یا چون چوپانی فارغ از دنیا، برای گوسفندان فلوت میزنیم و زیر سایه راحت طلبی نظاره گر غروبیم؟ 


ابنا آخر الزمان

الهی بدا به حال ما که ابنا آخر الزمانیم

در لبه تیغ خسران و ناسپاسی...در لبه پرتگاه انسانیت و در شرف ذبح صراط مستقیم خود...

الهی چه بد مردمانی ایم ما ابنا آخر الزمان که برای اثبات حق بودن ذات مقدس و مطیعانت

 توسل به اعداد ادله و محاسبات میجوییم

بر حکمت های مبرهن ات خرده میگیریم و بر حکمت های همچنان پوشیده و مستورت انگ و انکار...

وجود خورشید و ماه و اختران، بدنی چنین پیچیده و رمز آلود، عاجز از ساختن ذره ای ازین وجود؛

هیچ کدام بر ما حجت نیست...

بد مردمانی ایم ما که اوامر صریح تو را زیر عدسی پر ترک و کج " علم روز " میبریم...

علمی که حاصل جوششی سی و چند ساله بیش نیست...

 تا بلکه راه حق چون خورشید تو را بر فطرت زنگار گرفته ما اثبات کند... و شگفتا ازین اعتماد به خاک

و بی اعتمادی به صاحب خاک...

 

خاتم پیامبران که چون ماه تابان در آسمان حق و حقیقت میدرخشد را با همان دهان سیر شده از فضل ات انگ زنند و انسان های پست و دون رفتار و زشت کردار را آقا و الگو گیرند...

ما خدا را از یاد بردیم خدا نیز ما را از یاد برد....

خدایا چه بد مردمانی ایم ما ابنا آخر الزمان... که نماز موکد در قرآن را زیر پا میگذاریم

و آن را لابلای مشغله های پوچ و همراه تا دم مرگ رها میکنیم...مثابه گم کردن انگشتری طلا

در ریگ های بیابان....

 

الهی همه هستی میدوند به سوی تو و اوامر تو..کرات عظیم شتابان پیش از امر تو در محور خود...

و این کمترین ایستاده چون بت در میان رود...

 

تو فقط قدرت اختیار دادی و چنین میکنم ؛

  اگر بیش ازین میدادی تا ناکجاها نافرمانی می بردم...

 

بار الها بد مردمانی ایم ما مردمان آخر الزمان..که قول مردم با ارزش تر از قول توست

و فرمانبرداری ما از ارباب دنیوی بیش از خالق و ارباب کل...

و اینجاست که خداوند پیش از تشکیل نطفه اجداد ما در سوره واقعه فرمود :

"ثُـلَّه‌ٌ مِّن‌َ الاْوَّلِين وَقَلِيل‌ٌ مِّن‌َ الاْخِرِين


چگونه میشویم آرام؟

خوشا به حال اونهایی که وقتی در رنج و سختی در غمی می افتن؛ به جای سیم هندسفری و ریختن اشک به پای یک ساز و آواز ،

مروارید هاشونو یواشکی نزد خدا میبرن و از حضرت رحمت انرژی فشردن زانو و بلند شدن میخوان

در این حال به سراغ نمازشون میرن

خورشت نمازشونو بیشتر تر میکنن

چاشنی مناجات شونو غلیظ تر میکنن...

و به قول خدا که " او تنها آرام بخش دلهاست " تکیه میکنن...

خوشا به حال اونهایی که در مشقت ها؛ به جای گله و شکوه، این مناجات در زبانشون بیشتر جاری میشه

امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء

این فقط خداست که دعای درمانده، دعای غرق شونده در دریا در اون فریاد و اضطرار رو اجابت میکنده و رنج و سختی رو محو میکنه...

 


چرخ دنده های فرتوت و آسیابان پیر

کاش همه ما همواره سوالی رو پیش از کنجکاوی در امور روزمره دنیایی جلوی چشمان مون داشته باشیم

پیش از پرسش درباره امور متداول زندگی، از خودمون بپرسیم :

آیا دونستن جواب این سوال گره ای از امور آخرتی من باز میکنه یا نه؟

آیا گر این جواب رو بدونیم پیشرفتی در ترقی مرتبه آخرتی من ایجاد میشه یا نه؟

حیف چرخ دنده های ذهن که درگیر بسیاری از امور بیهوده بشه...

چرخ دنده هایی که هدف آفرینشی فراتر از این امور داره

چه بسا سوالات بیهوده ای که پاسخش ، ذهن و فطرت خدا جوی انسان رو روزها درگیر امور بیهوده کنه...

از یاد خدا از تفکر به اعمال خودمون باز بداره...

و چه بسا پا فراتر بگذاره و تکرار درگیری در اطلاع روزمره های بیهوده، سرنوشتی رو تغییر بده...

 سخته...سخت..خم کردن درختی قد کشیده ، ولی با صبر و کشش مداوم نوید تغییر رو میشه داد

 

انسان کامل، جلوی سیل رو از جویبار میگیره...


سجده بر لغو ...

الهی...

لغویات و لهویات شده حجابی بین منو تو...

الهی این دنیای شلوغ و پر سرگرمی شده حایلی میان من و تو....

الهی ما مغبونیم...

وقتی حتی در بین رکوع و سجودمان دغدغه داریم....

سریال ها و فیلم ها بین رکوع و سجود مرور میکنیم

گویی به ربی غیر از رب سجودنی سجده و به معبودی غیر معبود پرستیدنی اقامه میکنیم...

و غافلیم...

از دانه های شنی که لحظات عمر مان اند و با هر افتادن چون پتکی بر لحد میکوبند....

که ای بنی آدم حقیقت جای دیگری است...

بشتاب...بشتاب....

 


Weblog Themes By Pichak

........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ محبت


ورودتان به محبت را از صمیم قلب خوش آمد میگویم
در اینجا کلام،از جنس بیهودگی و اتلاف زمان نیست
ما به دنبال اتقان ایم و از بهترین ها،بهترین ها را میگزینیم
به دنبال این هستیم که جابر باشیم،و مصفای کدورت فکر و دل و جان
امیدوارم این کمترین شایستگی خدمت به جوانان پاک ضمیر ایران پاک را داشته باشم

موزیک های پشنهادی