محبت

وبلاگی برای جوانان ایرانی

تمام شد...ماه!

رمضان عزیز تمام گشت...

مومنان و روزه داران در صحت و سلامت بدنی...در آرامش روح و روان و اذهان زلال شده...

بر خلاف تصور، نه ضعیف گشتند نه ریشه کن! بلکه چون نخل خرمای بیابان، عمیق تر ریشه در جان خاک دواندند..

محکم تر شدند...

بنا بر حکم عقل احتیاط کردند...به خداوند اعتماد کردند...

برای خود و خدای خود گرفتند..مطیع امر ذاتش شدند...

 

 اما آن عزیزانی که پنهان یا آشکار خوردند و خوردند و آشامیدند...

اگر قیامتی نبود، خوش به حال شما و ابدان یک ماه در آسایش شما

اما اگر محاسبات و تصورات غلط بود.... اگر قیامتی بود ... و محاسبه و دادگاهی در پیش.... چه؟


ساده اما...قابل تامل

مجموعه رفتار فکر، خلق و در نهایت عاقبت انسان ماحصل برایندی از ورودی های بدنشه

انسان ورودی های مختلفی داره، خوراک، چشم گوش لمس و سایر چیزهایی که از حواس کسب میشه

اگر فرد در هر محیطی قرار بگیره، به مرور برایند نیروهای اون محیط غالب شده و شخصیت اون فرد رو به سمت هم سویی با محیط پیش میبره

تصور کنید امروزه اینترنت با فضایی مسموم، ماهواره با شبکه هایی دین ستیز یا بیگانه با دین، موبایل و ترانسفر اطلاعاتی دور از فرامین الهی با محتویات لهو و لغو گرا، با مشغله های روزمره و تلاش های نابجا برای کسب مال قرین بشه...

حال آیا...

این اندازه ورودی منفی و قدرتمند....با چند دقیقه نماز سرسری از روی وظیفه، بدون عادت به خواندن قرآن، بدون عادت به خواندن حدیث یا علوم اخلاقی، و دوری از شنیدن هر از گاهی وعظ خنثی میشه؟

 

آیا اندک وقتی که برای ترقی در دین میگذاریم میتونه این حجم از بی دینی محیط امروزی رو خنثی کنه؟

این محاسبه عقلی زنگ خطری برای عاقبت ما نیست؟

 

آیا با علم فیزیک و بحث بردار ریاضی، به روشنی در نمیابیم که این ره که میرویم به ترکستان است؟!...


perfect...

یه زمونه ای شده که نمیدونیم با خودمون چند چندیم...

میریم چون همه میرن میدوویم چون همه دارن میدوون

یادش بخیر عزیزی زیبا میگفت...

میگفت میخواین معتاد بشین یه معتاد خوب و کامل بشین!نگین فقط سیگار....تا حشیش و تریاک برین!

اگه میخواین دزد بشین آفتابه دزد نشین، یه دزززد حرفه ای و کامل بشین

ولی اگرم میخواین با شرافت زندگی کنین و یه انسان بشین؛ الحق تمام سعیتونو کنین آدم بشین

لایق و بزرگ بشین...جان برادر کم نذارین...کامل بشین

 

 


گوشت و خون...

تا میتونیم در جوونی قرآن بخونیم...

کلام وحی رو لا اقل چند صفحه تو هفته بخونیم...

تا نهال وجودمون ظرافت داره و ساقه های درخت عمرمون انعطاف و لطافتی داره، باد حق و حقیقت رو به درخت روحمون وزش و نوازش بدیم ؛ تا شاخه های افکار مون رو در جهت وزش نسیم رحمت الهی و راه درست خم و فروتن کنه...

بلکه در کهنسالی؛ در سالیان جلوتر عمر،وقتی کردار و رفتارمون استوار و ریشه دار تر شد، راه صحیح رو پیش بریم...و به سمت حق رشد کنیم...

چه زیبا مولایمان جعفر ابن محمد الصادق فرمود که هرکه در جوانی قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود...


از کوزه همان برون تراود که در اوست...

به سرتاسر یک خیابون نگاه کنین...به مغازه ها فروشگاه ها اسامی و تابلوها بوتیکی و لوازم فروش ها...

آدیداس، شانلی، دورتا، اشپیگل، نایتز، لیونر، لوتوس و .....

مملو از اسامی جدید..مملو از کلماتی نا مانوس و بیگانه با ما...

به راستی اگر جامعه یعنی اجتماع مردم...باید گفت جامعه ما از فرهنگ و اصالت سنتی و مذهبی اش فاصله گرفته

و این یک درده...

انتظاری نیست همه اسامی ملی و مذهبی باشه ولی چرا تا این حد جفا و بی وفایی به داشته ها؟

چرا اینقدر کمرنگ شدن دین حتی در ظاهر...حتی روی اسم فروشگاه مون؟

چرا وظیفه ترویج راه خدا رو فراموش کردیم؟

این ظاهر، نماد تمام وجوه زندگی ماست و قصه در آور همین جاست...

به گوش باشیم...مبادا بیش از این فاصله بگیریم...

 


الهی شکر...

انگشتان سالم تاندون بی نقص کبد و طناب نخاعی سالم،گوش های شنوا مردمک و قرنیه بی نقص

پاهای روان و دونده...به خدا قسم شکر دارد...

داشتن پدر و مادر داشتن اقوام و بستگان داشتن وجودی طبیعی برای زندگی عادی در بین مردم شکر دارد...

قادر بودن به خوردن یک میوه،فاصله کم بین اراده و خریدن خیلیی چیزهای حتی کوچک مثل لواشک داشتن استطاعت سیر کردن شکم هر روز و شب، شکر دارد...

.

.

.

.

.

.

.

همه کم و کاستی داریم ..میدانیم

ولی حرف های بالا و خیلیییی چیزها که جا ماند و نوشتن آن در نقطه چین بر عهده قلم خودتان به خداااا قسم شکر دارد....

سری بالا بگیریم به ابرهای دور دست نگاه کنیم و از ته دل خدا را بابت این کمترین های همیشه فراموش شونده شکر کنیم...


واپسین 92

الهی...

بر من بینشی ده تا بدانم کدامین مشقت و سختی دسترنج اعمال بدم است..ماحصل تخطی از مسیر الهی از

 مسیر عبودیت...

و کدامین سختی ، امتحانت برای محک زدن این تن رنجور و نحیف...

الهی سال رو به پایان، طبیعت رو به آغاز ولی روح این کمترین هنوز در خزان...



رک گویی

بسیار شنیدیم که عده ای با افتخار مدعی رک گویی هستن و برخی از این رک گویان هم به خود میبالند که علاوه بر رک گویی، پذیرای حرف صریح دیگران نیز هستن...

سوال اینجاست؛ آیا واقعا رک گویی امری پسندیده و صحیحه؟

آیا واقعا پوشیده و در لفافه سخن گفتن و حتی گاهی گذشت  نیکو تره یا زدن مستقیم هر حرفی در روی دیگران؟!

به نظر شما بزرگان ما کدامین روش رو در زندگی شون سرلوحه قرار میدادند؟

در آیه 53 سوره احزاب خداوند متعال چه زیبا می فرماید:

اي کسانی که ایمان آورده اید بدون اذن و اجازه و دعوت برای طعام، وارد خانه پیامبر نشوید،

و هر گاه دعوت شدید، داخل شوید، و چون غذا خوردید، پخش شوید (و بروید) و برای حرف زدن (و گپ زدن) ننشینید، این کار شما سبب اذیت پیامبر است و از شما حیا می کند، ولی خداوند از گفتن حق، حیا نمیکند

جان ما به فدای تو و ادب تو یا رسول الله

نیک بنگریم ادب و نحوه رفتار بزرگترین معلم انسان ها را

با تفکری اندک در این آیه در میابیم اگر رک گویی مسلکی نیکو و پسندیده بود، هیچگاه این آیه نازل نمیشد، پیامبر نازنین ما، این مرد بزرگ چنان حیایی در گفتار دارد که حتی مسلمانان متوجه ناراحتی پیامبر نمیشوند و خداوند خود این را بر مسلمانان تذکر میدهد...

باشد که ما هم متذکر شویم...


ای غذایی که میخورم...

ای غذایی که میخورم...

اگر از حلال باشی خوش به حال روح و جان من!خوش به حال سلول های بدن من...که از گوارا ترین گوارا ها انرژی میگیرند..

ای غذایی که میخورم برای تو بی اندازه عضله و عصب انرژی میگیرند تا تو را از دهان یک روز در بدنم همراهی کنند..بیشمار آنزیم و چرخه سلولی برای تو صرف میشود تا انرژی به این روح محتاج به جسم برسد...

حال آیا بعد از این همه هزینه بعد از این همه رفت و آمد و چرخش و غوغا در بدن؛ شکر عملی و حقیقی از خدا میکنم و از این انرژی برای کمک به خلق خدا و گسترش نیکی و تهیه زاد و توشه برای خودم بهره میگیرم یا...

یا برعکس...دست به کفران نعمت گذاشته ...

زبانم پر توان شده و بر دیگران میتازم؟

یا این قلب جان گرفته و قصی القلب تر میشوم

نکند چشم و ابروهایم برای تمسخر دیگران این ور و آن ور رود...

ای غذایی که میخورم...به منه فراموشکار هر روز بیاموز که از تو باید برای جان گرفتن و نزدیک تر شدن به کمالات بهره گیرم نه چنان بخورم و بیاشامم که خوابی اصحاب کهفی بر من مستولی شود و خورشید و ماه از غفلت در  عبادات و نمازم، بر من پوزخند زنند...


Weblog Themes By Pichak

........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ محبت


ورودتان به محبت را از صمیم قلب خوش آمد میگویم
در اینجا کلام،از جنس بیهودگی و اتلاف زمان نیست
ما به دنبال اتقان ایم و از بهترین ها،بهترین ها را میگزینیم
به دنبال این هستیم که جابر باشیم،و مصفای کدورت فکر و دل و جان
امبدوارم این کمترین شایستگی خدمت به جوانان پاک ضمیر ایران پاک را داشته باشم

موزیک های پشنهادی