تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 
من پدرام ایزدی هستم

متولد ۶ دی ماه ۱۳۷۰

ضمنا جیگر همه شما عزیزان و دوستان گل را خام خام میخورم.

دوستتون دارم

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
من که خیلی متاسف شدم..نمیدونم شما چی....
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا
سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به
سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان
به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت
برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و
بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این
امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود
را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در
نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل
فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.

ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات
می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را
آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.

1- زیاد مطالعه کنید

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.

2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما  نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.

3-  یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید

هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.

4- از افکار دیگران بهره بجویید

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.

نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.

بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.

7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید

همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.

8- به توانایی های خود اتکا کنید

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.

9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.

10-  به ذهن خود آزادی عمل دهید

آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.

11- ایده های گذشته را از نو بسازید

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز  برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

12- از الهه وجودتان یاری بخواهید

آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.

سایت مردمان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 

شايد پرنده بود که ناليد
يا باد، در ميان درختان
يا من ، که در برابر بن بست قلب خود
چون موجی از تاسف و شرم و درد
بالا می آمدم
و از ميان پنجره می ديدم
که آن دو دست ، آن دو دست سرزنش تلخ
و همچنان دراز به سوی دو دست من
در روشنايی سپيده دمی کاذب
تحليل می روند
و يک صدا که در افق سرد
فرياد زد :
« خداحافظ »

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
هر کسي ميتواند بزرگ باشد ...چون هر کسي مي تواند خدمت کند .لازم نيست که شما براي خدمت کردن مدرک تحصيلي عالي داشته باشيد .شما مجبور نيستيد نهاد و عمل خودتان را با خدمت کردن موافق سازيد تنها چيزي که نياز داريد قلبي پر از محبت و رواني است که از عشق سرچشمه مي گيرد.
    
    مارتين لوتر کينگ
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 

به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم

بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

اگر بر جای من غيری گزيند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزينم

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
واي باران؛ باران؛
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما
- چه کسي نقش تورا خواهد شست
؟
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
این عکس جدید خودمه توی سال 85
 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
در دوستی،تو اون رو برای خودت می خوای و مهم نیست که اون تورو دوست داره یا نه.
در دوستی به خاطر اون هر کاری می کنی که این دوستی واقعیه. 
در دوستی واقعی اگه بدونید بودنتون باعث زحمت اونه، عقب می کشید.  
در دوستی واقعی دوست داشتن من مطرحه و صلاح دوست بهتر از همراهی اونه.
در دوستی لحظه ای بی یاد او نمی تونی باشی.
تو به او گل می دی ولی او دستت را خونی می کنه. تو خون را پاک می کنی که مبادا به لباس او بچکه و لباسشو کثیف کنه.
تو سپر بلای اونی و اون پا روی تو می گذاره و تو از همون پا گذاشتن اون لذت میبری.
اگر اون بیمار شد تو نمی تونی بیمار نشی.
دوست واقعی می خواد تو بالا بری حتی اگه او پایین باشه.
وقتی تو زخمی شدی اون می گه آخ.  اگرچه ممکنه فاصله ها بین شما باشه.
دوست واقعی دیوونه دوستش می شه. همه چیزش، وجودش، هستی اش اون میشه.
پس باید برای پیدا کردن چنین دوستی تلاش کرد.
یا نباید دوست شد، یا با کسی دوست شد که واقعا ارزش دوستی رو داشته باشه.
دوستی واقعی اینه که برای شروع خدمتی به تو می کنه و تو خیلی راحت از کنار اون می گذری و اون دوباره تلاش می کنه.
تو فکر می کنی اون از خدمتش قصد و غرضی داره. وقتی چند وقت گذشت می بینی هیچی نمی گه.
به اون بی محل باشی هم چیزی نمی گه. اون کمک کردن به شما رو وظیفه خودش میدونه.
کاری که دوست واقعی می کنه، از خود گذشتگی، ایثار و ارزشه.
هرکسی دوست واقعی ما نمیشه. دوست واقعی چیزی نیست که راحت به دست بیاد.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 

 

اگه زندگي يك. پرتقال تو دستتون گذاشت،اون رو پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با اون قسمت كنيد.
 

مهم نيست چند تا بهار در کنار هم زندگي کنيم باور کنيد مهم اينه که يادمون باشه عمرمون کوتاهه.در پايان زندگي خيلي از ما ها میگیم: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر رو در چند ثانيه بگیم. اي کاش با خاطره هامون زندگي نميکرديم.

هروقت كه دل كسي رو شكستی روي ديوار یه میخ بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي.
هروقت كه دلشون رو بدست آوردي ميخي رو از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردی اما چه فايده كه جاي ميخ ها روي ديوار ميمونه.

دوست داشتن درست مثل ايستادن تو سيمان خيس ميمونه که هر چی بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگه هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه.

باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کرانه .
باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست.
باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق رو بيافرينيد.
باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کنه.
باور کنيد ،خدا هيچ وقت از بنده هاش نااميد نمي شه ولي بنده هاش اون رو چرا!
باور کنيد ، لايق بودن هستيد.
باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است.
باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء روداره.
باور کنيد ، که شما هم مي تونید.
و تمام باورهاي خودتونو از ته دل باور کنيد تا زندگي،شما رو باور کنه!
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا