تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 

امشب شب عروسیمه

شب شادی و شوقمه

مطرب بیار مطرب بیار

رها شدم رها شدم

فکرش دیگه نیست تو سرم

راحت شدم از مرحمم

(از خودم)
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
   از غيبت‌، تهمت‌، قضاوت نسنجيده در مورد افراد يا حوادث‌، حسادت‌، كينه‌، دروغ‌، جر و بحث كردن با ديگران و رنجاندن آنها به شدت پرهيز كنيد. زيرا با انجام دادن اين گونه اعمال به دور خودتان تراكمي از نيروهاي منفي جمع آوري مي‌كنيد و كسي كه از اين مقدار زياد نيروهاي منفي عذاب مي‌كشد، خودتان هستيد. زماني كه به ديگران خوبي و كمك مي‌كنيد، تجمعي از نيروهاي مثبت را به دور خودتان فراهم مي‌آوريد و اين نيروهاي مثبت باعث آرامش و شادي شما مي‌شوند. هنگامي كه وضو مي‌گيريد، الكتريسته‌هاي ساكن را به سطح بدن مي‌آوريد. آب رسانا است و شما امواج آرام بخش را توليد مي‌كنيد. با كشيدن مسح سر، اين امواج را به كورتكس مغز انتقال مي‌دهيد و باعث مي‌شويد كه ناحية شلوغ ذهن آرام گيرد. با مسح پا، انتقال امواج آرام بخش را در اندام‌هاي پاييني سرعت مي‌بخشيد. منطقه‌اي كه در روي كره زمين‌، بيشترين مقدار اين امواج را داراست‌، كعبه است‌. زماني كه شما نماز مي‌خوانيد و در جهت خانة خدا قرار مي‌گيريد و 7 قسمت بدن با زمين تماس پيدا مي‌كند، امواجي را دريافت مي‌كنيد كه باعث آرامش شما مي‌شوند. براي افزايش نيروهاي مثبت خود مي‌توانيد در يك وان حمام‌، پر از آب و نمك به مدت 20 دقيقه قرار بگيريد، در بطري‌هاي رنگي آب خوراكي بريزيد و به مدت 2 ساعت در معرض نور خورشيد قرار دهيد، سپس آنها را در يخچال بگذاريد و از آن بنوشيد. خورشيد منبع سرشاري از انرژي مثبت است‌. بدون كفش و جوراب روي چمن راه برويد. زيرا كه طبيعت منبع پر انرژي نيروهاي مثبت است‌. از ديگر راههاي افزايش نيروهاي مثبت و دروني قدرداني از خداوند به دليل نعمت‌هاي بي كرانش مي‌باشد. خداوند فرموده است‌: نعمت‌ها را شكر و سپاس گوييد تا آنها را براي شما زياد كنم‌. شكرگزاري به شما احساس بودن و داشتن مي‌دهد، و اين احساس خود به افزايش آرامش و نشاط منجر مي‌شود. چون شما به خاطر آن چه كه داريد شكر مي‌كنيد، نعمت‌هاي معنوي از قبيل شادي‌، سلامتي‌، صداقت و آرامش دروني به شما عطا شده است‌. امروز را صرف شادي بخشيدن به خود و دوستانتان كنيد. فردا غذاي سالمي بخوريد. روز بعد با خودتان صادق باشيد.اگر موضوعي شما را ناراحت كرد، به موضوع‌ِ دوست داشتني فكر كنيد. روز بعد را در تفكر آرام سپري كنيد. شما با سپاسگزاري مي‌توانيد روحتان را پاك و نيروهاي آن را در جهت مثبت و صعودي افزايش دهيد و اين مسئله باعث باز شدن درهاي بي‌شماري از نيروهاي مثبت از كائنات به روي شما مي‌شود.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
هميشه به ياد داشته باشید،در ارتفاعي خاص

از زمين ديگر ابري وجود ندارد ،

اگر آسمان زندگي تان ابري است،به اين دليل است

كه روحتان هنوز به اندازه ي كافي اوج نگرفته
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلامی دوباره به دوستای خوبم.امیدوارم که سلامت باشید.

برم سر اصل مطلب.

من دو سه روز پیش توی یه کتاب روان شناسی یه حرف قشنگی رو خوندم و گفتم بد نیست برای شما ها هم بگم.

یه نفر پرسیده بود چه جوری می شه با مشکلات زندگی کنار اومد اون هم یه مثال زده بود:

(از قول آقای ...):شما یه لیوان رو فرض کنید که پر آبه.وقتی اون رو برای نیم ساعت نگه می دارید خسته می شید و وقتی تمام روز اون رو نگه می دارید قطعا باید شما رو با آمبولانس به بیمارستان ببرن در حالی که اگه هر چند دقیقه یک بار اون رو زمین بزارید و دوباره بردارید هیچ مشکلی پیش نمی آد. حالا مشکلات زندگی رو به این لیوان تشبه کنید.ببینید  وقتی در زندگی مشکلات رو حتی برای چند دقیقه هم که شده کنار بزاریم و به هیچ چیزی فکر نکنیم...قضاوت با خود شما...

امتحان کنید ضرر نداره....

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
همانطور که گفته شد افکار از چنان قدرتي برخوردارند که مي توانند سازنده يا ويرانگر باشند، بنابراين بايد به خود و فرزندانمان بياموزيم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنيم تا در زندگي به موفقيتها و کاميابي هاي بزرگي دست يابيم.
1 – نسبت به خودمان احساس خوبي داشته باشيم و خود را خوب ، توانا و با ارزش بدانيم.
2 – ليستي از صفات مثبت خود تهيه کنيم و راههاي تقويت آنها را بيابيم و تجربه کنيم.
3 – ليستي از افکار منفي خود در طي روز تهيه و سعي کنيم براي هر فکر منفي يک فکر مثبت معادل بيابيم تا به کمک آن بتوانيم با افکار منفي مقابله کنيم.
4 – سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنيم، مثلاً در ملاقات با ديگران بجاي استفاده از کلمه «خسته نباشيد» که داراي بار منفي و القاي حس خستگي است، بگوييم «خدا قوت» ، «شاد باشيد» و يا «پر انرژي باشيد»
5 – افکار خود را متوجه خوبيها و جنبه هاي مثبت زندگي کنيم تا به مرور مثبت نگر شويم.
6- با خوش بيني سعي کنيم، دستوراتي به ذهن خود بدهيم که انديشه هاي جديد مثبت شکل گيرند.
7 – هر روز صبح که از خواب برمي خيزيم با نگاه کردن به يک منظره يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسماء الله روز خود را با نشاط و خوش بيني آغاز کنيم.
8 – از افراد منفي نگر يا موقعيتهايي که باعث ايجاد افکار ناخوشايند و منفي مي شوند دوري و يا سعي کنيم کمتر با آنها برخورد داشته باشيم.
9 – به مشکلات به عنوان محکي براي ارزيابي توانايي هاي خود نگاه کنيم و هرگز نتيجه بدي را پيش بيني نکنيم، زيرا مشکلات فقط به اندازه اي مهم هستند که ما آنها را مهم مي پنداريم.
10 – به لحظات و خاطرات زيبا و دوست داشتني گذشته خود فکر و سعي کنيم آنها را تکرار نماييم.
11 – از ترديد و دودلي دوري کرده و کارها را با جديت دنبال کنيم.
12 – به نداي منفي دروني خود و تلقين هاي مخرب و نگران کننده ي ديگران بي توجه باشيم و سعي کنيم عکس آنها را انجام دهيم.
13 – به قدرت بي کران خداوند ايمان داشته باشيم و با خود تکرار کنيم که من لياقت بهترين ها را دارم و با لطف خداي بزرگ به آنها خواهم رسيد.
14 – از ميان اهداف خود هدفي را انتخاب کنيم که اميد بيشتري به موفقيت آن داريم و در تلاش براي تحقق آن، به فکر تأييد يا تکذيب ديگران نباشيم.
15 – در توصيف احوال و زندگي خود از کلمات مثبت استفاده کنيم.
16 – در تعريف از افراد خانواده يا دوستان از کلمات مثبت و روحيه بخش استفاده کنيم (فلاني شخص بسيار شريف و بزرگواري است)
17 – از چشم و هم چشمي و حسادت که باعث ايجاد افکار منفي مي شود دوري و سعي کنيم روش زندگي خود را خودمان انتخاب کنيم.
18 – هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي رسيم.
19 – قدر لحاظت زندگي را بدانيم و از آنها به خوبي استفاده کنيم، زيرا هرگز تکرار نخواهند شد.
20 – براي تغيير اوضاع و شرايط نامساعد اقدام کنيم و مطمئن باشيم که مي توانيم آنها را از بين ببريم.
21 – از خود انتظار بيش از حد نداشته باشيم و خود را همه فن حريف ندانيم، به عبارت ديگراز کمال گرايي مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتواني مي شود خودداري کنيم.
22 – خود را از قيد و بندهاي آزار دهنده رها و ساده زندگي کنيم تا فکر و خيال آسوده اي داشته باشيم.
23 – از انزوا و گوشه گيري که باعث ايجاد افکار منفي مي شود دوري و اوقات خود را در جمع خانواده، فاميل و دوستان سپري کنيم.
24 – هر وقت احساس کرديم که افکار منفي سراغمان آمده است، وضعيت خود را تغيير دهيم و به کاري سرگرم شويم.
25 – ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد، تا خسته نشده ايم به رختخواب نرويم.
26 – هرگز به هيچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنيم.
27 – اعتماد به نفس خود را در هر شرايطي حفظ کنيم و هرگز به ديگران اجازه ندهيم که آن را متزلزل کنند. بايد متوجه باشيم که اعتماد به نفس کليد خلق تفکر مثبت است.
28 – خنديدن را فراموش نکنيم. خنديدن باعث مي شود تا افکار ناراحت کننده و منفي جاي خود را به افکار مثبت و شاد بدهند.
اجراي راهکارهاي تقويت تفکر مثبت هيچ هزينه اي ندارند و به سن و سال افراد نيز مربوط نمي شوند . فقط بايد اين شعار را فراموش نکنيم. :
«اگر افکارمان را کنترل کنيم، زندگي مان متحول مي شود»
بنابراين اجراي راهکارها را از همين حالا شروع کنيم و آن را به فردا موکول نکنيم، زيرا ممکن است فردا هرگز نيايد.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
دوستان شرمنده حواسم نبود نظرای آخر رو کلا پاک کردم
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلامی دوباره به دوستای خوبم.امروز هم طبق روزای قبل کلی دنبال موضوع گشتم تا این که به باور ها رسیدم.الان توضیح می دم تا بدونین چی به چیه.راستش این فکر از اونجایی در ذهن من رسید که دقت کردم دیدم هر کسی در مقابله با یه مساله مشترک یک نوع عکس العمل منحصر به فرد نشون می ده.مثلا ممکنه یه نفر به یه نفر دیگه ناسزا بگه.اگه چند نفر رو توی این موقغیت قرار بدیم می بینیم که هرکسی یه عکس العملی نشون می ده.از میون اونا حتما فردی هم هست که با خون سردب کامل با موضوع روبرو شه در صورتی که ممکنه فردی کاملا بر افروخته و خشمگین شه.حالا حرفم اینه خیلی از انسانها ممکنه در مواقعی سکوت و در مواقعی چنان بر افروخته شن که همه از این رفتار غیر عادی تعجب کنن و با خودشون بگن این طرف می تونست بهتر برخورد کنه.مشکل در بین همه انسانها وجود داره.اگه نداشت کسی طعم لذت رو نمی چشید.ولی بعضی از ماها هستن که در مواجهه با مشکلات یا افراط می کنن یا تفریط.به نظر من اینجا عقل حکم می کنه که انسان خودش رو با شرایط بیرونی تطبیق بده تا این که فقط به درونش نگاه کنه.چون ممکنه یه مساله ای رو غیر قابل حل بدونیم در حالی که اون مساله یا مشکل ممکنه کاملا پیش پا افتاده باشه.چون ماها بر اساس نوع زندگی و باور هامون به وجود اومدیم و ممکنه با بغیه تفاوت داشته.پس بهتره که در مواقع مشکل با کسی که بهش اطمینان داریم و با اون کاملا راحتیم مشکلمون رو درمیون بزاریم.شاید یه مشکل غیر قابل حل در ذهن ما به دست کس دیگه ای به راحتی باز شه در صورتی که خود ما متوجه اون نبودیم.پس بهتره هرکس یه دوست مطمئن و عاقل داشته باشه که در مواقع مشکل بتونه کمکش کنه.

منتظر نظراتون درباره این پستم هستم.ضمنا من هر سه روز یه بار از این پستا دارم.

اگه خواستید حتما سر بزنید

سبز باشید.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

خسته‌ام از هر تحمل، دره‌های سردِ بی پل
خسته‌ام از تو که خالی، خسته از باغچه که بی گل

خسته از تکرارِ آینه، قصه‌ی خنجر و سینه
خسته از عشقی که امروز شده همبسترِ کینه

در گریزم از ترانه، از گریزی که شبانه
روبروم دیوارِ سختِ خاطرات ابلهانه

روح من زخمی ترینه، خسته از این سرزمینه
نمی‌تونه حتا رنگِ صبحِ فردا رُ ببینه

دستِ نفرین تو داره، لحظه‌هامُ می‌شماره
بغض من شبیهِ ابره، کاش بتونه که بباره

من شکستم تکه تکه، من بریدم هر دقیقه
وقت شلیک گلوله‌ست، گل سرخی بر شقیقه!!

 

 |+| نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

در داد گاه عشق قسمم قلبم بود وكيلم دل من و حضار جمعي از عاشقان و دل سوختگان ... قاضي اسم من را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن اعلام كرد  پس محكوم به تنهایي و مرگ شدم . كنار چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگوييم و من گفتم به او بگو يند : هنوز دوستش دارم.

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سر كلاس رياضي بود كه استاد دو خط موازي كشيد رو تخته. خط پاييني نگاهي به خط بالايي كرد تو دلش عاشقش شد. خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني كرد تو دلش عاشقش شد. در همين هنگام بود كه استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمیرسن.آخه چرا؟!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
به قيافة خود خوب نگاه كن، تو كيستي؟ آيا اين چهره كه ديگران آن را مي بينند هماني است كه تو از خود مي شناسي؟ خود واقعي و دروني تو چگونه آدمي است؟ آيا بين اين چهرة‌ ظاهري كه ديگران مي بينند و آن چه واقعاً هستي تفاوت زيادي هست؟ چهرة دروني تو چه چيزهايي در خود نهفته دارد كه مايل نيستي ديگران از آن آگاه شوند؟ آيا چيزهايي در تو وجود دارد كه فقط خودت از آنها باخبر هستي؟ وقت آن است كه همة‌ آنها را ببيني. هيچ چيز را پنهان نكن هنگام آن رسيده كه هر آن چه را تا به حال در پستوي ذهنت مخفي كرده اي، بيرون بياوري و در مقابل ديدگان خود آنها را مرور كني.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا