تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 

سلام به دوستان خوبم.

ببخشید که این پست مربوط به یک نفره که امیدوارم مشاهدش کنه.

خانم به اصطلاح عاقل.....اونی که خیر می خوای...ولی آیا با خودت فکر کردی که شاید من اشتباه کنم....می دونی این اشتباهی که کردی چقدر ناراحتم کرد...تو خونمون دعوا درست شد...می دونی اینا رو!!!نمی دونی....فکر کردی با کارت به من لطف می کنی و من رو از دام مینا نجات می دی ولی من به وسیله همون الهه خانومی که اسمشو به مادرم گفتی از دامش نجات پیدا کردم.تو این رو نمی دونستی.تو نمی دونستی که من با اون رابطه ای نداشتم و حاضر نبودم داشته باشم.ولی فکر می کردی که داشتم....این رو یاد بگیر بعضی خیر ها شر می شه.چون اون توی زندگی من نبود.شما آوردیش.حوصله هم ندارم ثابت کنم که چی شد.برام بی اهمیته ولی یاد بگیر به تو هیچ ربطی نداره جیک زندگی من رو به مادرم بگی.مجبورم کنی به خونه تک تک دوستام زنگ بزنم و جلوی خودش شهادت بگیرم.زندگی شخصی من به کسی ربطی نداره و هر کس هم بخواد پاشو از گلیمش دراز تر کنه بد جوری باهش برخورد می کنم.این رو توی گوشت فرو کن.فهمیدی.

در آخر هم بگم که اون یه شیاد حیله گره که هر روز از یکی خوشش می آد.ضمنا من اونی نیستم که شما ها فکر می کنید.برام اهمیتی هم نداره شما در مورد من چی فکر می کنید.

خدا رو شکر کن که رابطه ای نبود و گرنه زندگی من رو تباه می کردی.

بیاموز که هر چه قدر هم عاقل باشیم کمی کم داریم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلامی گرم به همه شما عزیزان.

استقبال گسترده شما از مبحث چاکراها و مدیتیشن من رو بر آن کرد تا مطلبی کامل و بی نقص راجع بهش رو براتون توی وبلاگ قرار بدم.

برای دریافت مقاله چاکراها و مدیتیشن که به صورت پاور پوینت و توسط خودم درست شده به قسمت پیوند های روزانه مراجعه کنید.

لازم به ذکره که پروژه چاکاراها و مدیتیشن حاصل تلاش دو سه ماهه بنده و جمع آوری اطلاعات از منابع متنوع میباشه.

امیدوارم که موفق باشید.

 

 

 

چاکراها و مدیتیشن

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 
سلام به دوستای خوبم.امیدوارم که حال همتون بهتر از همیشه باشه.امروز یه پست جالب براتون دارم.راستش بحث امروز درباره دنیاس.نمی دونم تا به حال دقت کردید که چقدر دنیا جالبه!آدم کاری رو می کنه و یادش می ره ولی دنیا یادش نمی ره.مثلا خودم...از پارسال تا دو سه ماه پیش عاشق بودم ولی هرگز یک بار هم عشقمو توی خیابون ندیدم ولی همون طور که گفتم الان دیگه عاشق نیستم و جالب اینه که همون دختری که عاشقش بودم رو از ماه پیش دو بار توی خیابون دیدم.خیلی مضحکه نه!!!یه خاطره دیگه.یادم می آد که چهار سال پیش عضو یه کلاسی بودم.توی اون کلاس پسر15 16 ساله ای بود(دقیقا هم سن الان خودم)اون پسره یه هوا موهاش بلند بود.من هر وقت اون رو می دیدم بهش می گفتم دختر.دیشب یه لحظه یاد دوران گذشته افتادم.جالبتر اینه که الان موهای خودم اونقدر بلند شده که انتظار شنیدن همون جمله رو از یه نفر دیگه دارم.باور کنید اون موقع به خوابم هم نمی دیدم که یه روزی خودم همون طوری شم.شما هم فکر کنید ببینید از این کارا کردید...یه ضرب المثل میگه:دم دنیا درازه.یاد بگیریم کسی رو منع نکنیم.مطمئن باشیم که روزی به خودمون بر می گرده.این هم از محبت امروز.خوشحال می شم محبت کنید و درباره محبت این هفته اظهار نظر کنید.موفق و موید باشید.تا آپ بعدی یا علی مدد...
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 
. راستی دوستای خوبم آپ بعدی25شهریوره.این یکی به مناسبت آخرین پست فصل گرماست.موضوعش هم درباره آرامش روح از طریق مدیتیشن و چاکراهاست.درباره همه توضیح می دم...منتظرتون هستم.در پناه حق..
 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 
اگه هم اکنون به شما بگن که تا دو ساعت دیگه می میری چی می کنی....خداییش شب که رفتی بخوابی چشاتو ببند و به این موضوع فکر کن.منتظر فکرتون هستم(این رو به یاد داشته باشید بعید نیست امروز یکی در میون ما باشه ولی فردا نباشه)
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلام به همه دوستای خوبم.اول همه باید به خاطر این که توی این مدت کمتر بهتون سر زدم و اصلا آپ نکردم طلب عفو کنم...آخه خیلی سرم شلوغ بود و وقت کافی نداشتم.بریم سر اصل مطلب.

امروز بر آن شدم(پارسی را پاس بداریم ترکی را زاپاس)تا درمورد انواع و اقسام نگاه های آدما بگم(عجب موضوعی!!!).الان توضیح میدم...ببینید اگه دقت کرده باشید وقتی یه مسیری رو طی می کنید انواع آدما رو می بینید.هرکسی یه جوری به آدم نگاه می کنه.حالا بنا بر تعبیر هرکی ممکنه نگاه ها متفاوت باشه.مخصوصا بعضی جوونا(آخه خدا نکنه یه نفر به بعضی هاشون نگاه کنه...فکر می کنن طرف نامه فدایت شوم بهش داده)

حالا من می خوام درمورد اونا کمی براتون بگم تا روی این مساله تقریبا گم مروری بشه.

اگه بخوایم نگاه هارو تقسیم بندی کنیم به پنج یا شش دسته تقسیم می شه(البته بازم هست که ممکنه از قلم افتاده باشه)

1.نگاه هایی که کاملا بی منظوره

2.نگاه هایی که ممکنه نقطه جذابیتی اعم از مد تا زیبایی در فرد باشه و همون باعث جلب توجه شه.

3.نگاه هایی که ممکنه آدم رو یاد بعضی چیزا بندازه.مثلا یه خاطره یا یه شخص.این نوع نگاه خیلی شایعه.

4.نگاهی که از روی محبت یا دوستیه....(نیشتو ببند...چقدر خوشش اومد....)

5.آدمایی که آنتنشون گل داره و دیر آنتن می ده.معمولا این افراد کلی توی بدن طرف می گردن و در آخر تشخیص می دن یارو یه آدمه!!!

6.نگاه هایی که از روی هوسه و خیلی هم شایعه .

تا این جا فکر کنم چیزی رو که می دونستین ولی تا به حال کمتر بهش فکر کرده بودین برتون تداعی شده باشه.

لزوم گفتن این حرفا این بود که خیلی از جوونا فکر میکنن وقتی یه نفر نگاهشون می کنه حتما داره در محبت رو باز می کنه ولی با این حرفا یادآوری می شه که اگه بخوایم از لحاظ فرمولی نگاه کنیم نسبت این مساله 1به 6به بالاست ولی اگه بخوایم با دید جامعه نگاه کنیم بنا به شایع بودن دو موردی که گفتم ممکنه خیلی بالاتر بره و 10به بالا بشه

پس نتیجه می گیریم احتمال این که از هر نگاهی که به ما می شه منظور محبت باشه خیلی پایینه(چه نتیجه ای...)

منتظر نظراتون درباره محبت این هفته هستم.....

تا بعد یا علی...
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 
امروز پیشاپیش اعیاد زیبایی رو که گذراندیم و پیش رو داریم تبریک می گم.همچنین روز جوان بر همه پیران مبارک(دل جوون باشه نه تن...)
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 

 

سلامی دوباره به شما.همون طور که قول داده بودم امروز آپ کردم.پیشنهاد می کنم این پست رو تا آخر بخونید.آخه این هم فاله و هم تماشا.

امروزمی خوام درباره عصبانیت صحبت کنم.اگه یادتون مونده باشه توی یکی از پستام درباره انواع و اقسام آدما صحبت کردم و گفتم هرکسی یه نقابی روی صورتش داره.اگه بتونیم ماها این نقاب رو برداریم چهره اصلیمون نمایان می شه.ولی این کار برای شناخت دیگران با یه کم دقت خیلی راحته.

در حالت عادی انسانها،نمی شه فرقی بین اخلاق ذاتی و اکتسابی قائل شد.چون کار خیلی سختیه ولی وقتی فرد رو در یک سری موقعیت های خاص قرار می دیم به راحتی این رفتارها خودنمایی می کنن.از میون این موقعیت های خاص بهترین اونا موقعیت هایی هستن که در ذات همه انسانها وجود داره مثل هیجانها.

حالا از میون هیجانا من عصبانیت رو می خوام بگم که از همه کاری تره!!!

برای همه پیش اومده که با یه نفر مدت زیادی رفت و آمد داشتین ولی یه وقت می بینی بین شما شکر آب می شه و طرف حرف هایی رو می زنه که اصلا انتظار این حرفو نداشتی...همین حرفایی که طرف مقابل می زنه حرف دلشه.چون در اون لحظه می خواد به هر وسیله ای هم که شده خودش رو خالی کنه.

شک نکنید من اینو بارها امتحان کردم.خودتون هم بارها دیدید...یه کم فکر کنید....

حالا پیشنهاد خطرناک من اینه.اگه می خواید ببینید دوستای شما توی دلشون درباره شما چی فکر می کنن کافیه با یه نقشه کاملا بی خطر و کاری اونارو تا حد عصبانیت ببرید و ببینید چی می گن.

مثلا باهشون قرار بزارید و سه رب دیر برید.فقط کاری نکنید که نشه درستش کرد هاااا(آره قربونش.حوصله نفرین کشیدن ندارم)ضمنا این کارو یه بار بکنید ها نه اینکه مزش بره لای دندونتون

این کار دو فایده داره:

1.دوست یا آشناهاتون رو خوب می شناسید

2.(خودمونیم ها.مردم آزاری خیلی کیف می ده...نه!!!)

ببینم چی کار می کنید ها..........
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلام به دوستای خوبم.راستش قبل از این که پست جدیدمو بخونید یه چیزی می خوام بگم راجع به اون شعری که نوشتم(عروسی و اون حرفا).من اون شعرو به یه مناسبت خیلی شاد نوشتم.انتظار داشتم حد اقل چند نفر حدسشون درست باشه ولی.......

حالا می خوام ببینم کی می تونه حدس بزنه مناسبتش چیه(امرا بتونید بگید....فشار نیارید......)ولی سعی بکنید....خیالتون راحت جواب سوالمو چند روز دیگه می نویسم.

اگه بگم چی بوده شاخ در می آرید.

منتظرتون هستم ها......

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا