تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 
 

اگه آدم بخواد به چیزی که نمی دونه برسه باید به دنبال واقعیات اون چیز باشه.واقعیت زندگی هم نظاره غروبه.

(این عکس کار خودمه.باور نمی کنید!!!)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت   توسط پدرام  | 

خداوند به انسان قدرت تفکر داد و اونو راهنمایی کرد که ای انسان با عقل در طبیعت بیندیش.آیا تا به حال دیدید که وقتی اندکی آب پشت سنگی که سوراخ کوچکی داره  و توش یه کم آب هست می رسه چی می کنه؟به آرامی صبر می کنه تا بقیه آبها برن و بعد اون بره.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت   توسط پدرام  | 

بیاییم کدورت ها را بر طرف کنیم               شاید فردایی در طـالع ما نباشد

بیاییم دلـــــــها را خشــنود کنــــــم               شاید فردا دنیایی برایـمان نباشد

بیایــیــم اندیـــشه ها را از نو کنیم                شاید دگر عمری برایـمان نباشد

بیاییم محبت را در دل جاری کنیم               شاید فردا عزیزی در بین نباشد

 

ضمنا جا داره از نظرات شما دوستای گلم که به من انرژی می ده تشکر کنم.امیدوارم که همه موفق باشید

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت   توسط پدرام  | 

تا دیروز به دنبال کسی بودم که بتواند زندگی ام را از یک نواختی درآورد اما امروز تصمیم گرفتم که خود زندگی ام را از یکنواختی درآورم.

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت   توسط پدرام  | 

سلام دوستای خوب محبت.برای محبت این هفته یه سوژه متفاوت پیدا کردم.اگه جزو دوستای دائمی محبت باشید متوجه می شید که یه پست مشابه نوشتم که خیلی از شما عزیزان استقبال کردید.کوتاه کنم.

به نام خدا

 

چند روز پیش کنار بخاری نشسته بودم و درس می خوندم.حواسم داغ اون بود که یه دفعه یکی از پاهام به شدت چسبید به داخل بخاری و سوخت.اون قدر داغ بود که نگم.تنها در اون لحظه یه چیزی یادم اومد.وقتی به رنگ سرخ شعله ها نگاه کردم یاد شعله های قیامت افتادم.با این که آدم مومنی نیستم ولی تنم لرزید.باور کنید خیلی ترسناکه..برای اولین باری بود که در زندگیم تا این اندازه طعم قیامت رو چشیده بودم.اگه می تونید امتحان کنید ببینید چه حالی بهتون دست می ده(اگه دلتون اومد خودتون رو بسوزونید خیلی باحالید)

با اجرای محبت این هفته مصدوم آماده می شه ولی از شوخی گذشته اگه یه کم به فکر اون ور بودن ضرر نداره.

امیدوارم از محبت این هفته راضی شده باشید.

تا محبت بعدی

یا علی....

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا