|
محبت
|
||
|
وبلاگی برای جوانان ایرانی |
یه سلام گرم به زیبایی گل رز به شما عزیزان
عزیزان دوباره اعلام می کنم که نظر سنجی درباره رابطه سالم بین دختر و پسر قرار دادم که خوشحال میشم در اون شرکت کنید.
متاسفانه یکی از معضلاتی که به وفور در جامعه مشاهده میشه خوردن حق دیگرانه.
مثلا خود من چند روز پیش برای خرید پیراشکی به یه قنادی رفتم.چند نفر توی نوبت بودن و من بعد از یه پسر جوون قرار گرفتم.اون جوون سفارش 4 دونه پیراشکی داد؛یه نگاهی به دیس کردم و دیدم 9 دونه پراشکی توی ظرفه.همون لحظه یه آقایی که به ظاهر عجله داشت از راه رسید و بدون توجه به افراد توی نوبت سفارش 5 پیراشکی داد.یه نگاه انداختم و دیدم چیزی برای من نمونده.خواستم به اون آقایی که بی نوبت گرفت بگم که چرا بی نوبت گرفته ولی منصرف شدم و با دست خالی از اونجا بیرون اومدم.
من از حق خودم گذشتم ولی نمی دونم بعضی از این مردم چی فکر میکنن که اینقدر راحت وقت و انرژِی دیگران رو پایمال میکنن و به اصطلاح خودشون زرنگی کردن.
وقتی از این افراد می پرسی که چرا به این مساله اهمیت نمی دی،ببخشید ها ولی به قول قدیمی ها می گن"خرو با پالان می خورن،درو با دالان.کی مال ما رو میبینه؟"چرا این فکرو میکنن؟نکنه خیال کردن که چون بیشتر جاها بخور بخوره اعمال اونا گم میشه و هیچ حساب و کتابی از اونا کشیده نمی شه؟
دوستان با محبت مگه مرگ دروغه؟روزانه خیلی ها از بینمون میرن؛آیا نمی خوایم متذکر شیم؟
تا کی غفلت؟تا که به خواب زدن؟باور کنید مسئولیم.
اون روزی که انسانها از روی پل صراط عبور می کنن و اگه فردی حقی به گردن داشته باشه از روی اون پل صقوط می کنه و توی آتش می افته؛آتش هایی که خداوند می فرماید"شعله های آن نعره میکشند و فرد گناه کار را طلب میکنند و زبانه های آن چون خیمه هایی آنها را در بر می گیرد.روز قیامتی که کوهها به حرکت درمی آیند و ستاره ها خاموش میشوند و آنگاه که تمامی اعمال انسان همچون فیلمی جلوی چشمان خودش و همه انسانها به نمایش در می آید و فرد گناهکار خجل و متحیر می گوید چه حساب و کتاب دقیقی.و آنگاه که خداوند می فرماید:فرد گناه کار را بگیرید و غل و زنجیر اش کنید و در آتش افکنید اش.
اینا رو گفتم بلکه کمی واقع بینانه تر به زندگی نگاه کنیم و به جای بستن چشمها کمی اونا رو باز کنیم...«بیرون خیلی خبرها وجود داره که ما بی خبریم.»
دوستان محبت از محبتی که نسبت به من دارید و نظرای سازنده میدید ممنونم.
امیدوارم که پاینده باشید.
یه سلام گرم به زیبایی گل رز به شما عزیزان.
دوستان دوباره اعلام می کنم که نظر سنجی درباره رابطه سالم بین دختر و پسر قرار دادم که خوشحال میشم در اون شرکت کنید.
سخنم رو با آیه 33 و 34 سوره احزاب آغاز میکنم:
[خطاب به زنان]پس نازک و نرم با مردان سخن مگویید.مبادا آنکه دلش بیمار(هوا و هوس)است به طمع افتد(بلکه متین)و درست و نیکو سخن گویید.و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خود آرایی مکنید و نماز به پا دارید.
موضوع محبت این هفته راجع به عینک های زندگیه.
نمی دونم شما هم تا به حال توی اینترنت به این جمله و یا مشابه اون برخورد کردید یا نه: «انسان باید در زندگی عینک خوشبینی بزنه»
اگرچه این جمله به ظاهر کاملا درست به نظر میرسه ولی معایب بزرگی در اون دیده میشه که قابل تامله.
لازمه بگم که اگه انسانی در زندگی تنها با دید خوشبینی به همه چیز نگاه کنه خیلی زود فنا میشه.
پس باید انواع دید های زندگی رو بشناسیم و ببینیم اصلا برای یک زندگی متعادل و شیرین به چه نوع دیدهایی نیاز داریم.
1.عینکی با شیشه سفید و شفاف:این نوع دید میگه که انسان باید نسبت به محیط اطرافش آگاهی و علم پیدا کنه.تنها یه موجود متحرک نباشه که بلده هر روز مسیر خونه تا محل کار رو بره و برگرده؛بلکه باید مطالعه کنه،اطلاعات کسب کنه و همگام با علم و تخبار روز جلو بره.
2.شیشه قرمز:در این نوع دید انسان باید با عشق و محبت و شور به همه چیز نگاه کنه.زندگی رو گرم و با هیجان نگاه کنه و برای تداوم این گرمی تلاش کنه.
3. " مشکی:در این شیشه انسان باید نسبت به محیط اطرافش احساس خطر کنه و بد بین باشه.از جاهای نا امن بترسه و احتمال خطر و آسیب رسانی به خود و یا خانوادشو بده.
4. " سبز:این نوع دید می گه که انسان باید با دید رویش و زایش و خرمی به دنیا نگاه کنه.همچنین باید به زندگی با دید خلاقیت و نشاط و شادابی نگاه کنه.
5. " زرد:در این عینک انسان باید با دید گذشت و ایثار و بخشش به زندگی نگاه کنه.نسبت به همنوعانش با کرم و بزرگواری برخورد کنه.
6. " آبی:و آخرین عینک زندگی نماد تعادل و آرامش،کنترل بر اعمال و طراحی یه زندگی خوب و ایده آله.
همون طور که دیدید در زندگی نمیشه تنها به عینک خوش بینی بسنده کرد.بلکه گاهی لازمه انسان احساس خطر کنه،گاهی عشق و محبت بورزه،گاهی تعادل رو رعایت کنه و یا گاهی خلاقیت و ابتکار به خرج بده.
در زندگی موقعیت های متفاوتی پیش می آد که لازمه برای هر کدوم عینک مخصوصی روی چشمامون بزاریم تا بتونیم خوب ببینیم.
انتخاب بهترین عینک در هر موقعیت بر عهده مقدس ترین قلب جسم یعنی مغزه.
پس باید دید،اندیشید و عمل کرد.
با دو نکته زیبا سخن این هفته رو به پایان می رسونم؛
گاهی سکوت تاثیر عمیق تری نسبت به سخن دارد.
دیگران را بزرگ بشماریم تا ما را بزرگ بشمارند.
در پناه خدای متعال باشید.
سلامی زیبا به دوستان خوبم
امیدوارم که شاداب و سرزنده باشید
مدتی بود که روی کلمه آزادی و برداشت جوونای ما از این کلمه فکر می کردم.نتیجه و حرفای جالب و جدیدی توی اون بود که قابل شنیدنه.
وقتی کلمه آزادی رو در جایی میشنویم،اولین چیزی که ممکنه توی ذهنمون بیاد شهریه که دخترا و پسرا توی اون راحتن؛بدون ممانعت والدین با جنس مخالفشون بیرون می رن،شام میخورن و .. وقتی هم می پرسی دوست داری کجا باشی می گن امریکا خوبه،اروپا خوبه...بابا ایران امل بازیه.جوونارو رو محدود میکنن،معتادشون می کنن،افسردشون میکنن و ... .
ضمنا مدرک حرفای این عده هم اینه که چقدر وضع خوشی و شادی اون وری ها توپه...مدام می خندن و کیف دنیا مال اوناس.به عقیده این افراد بهترین زندگی شامل این افراده و هرکس به اونا برسه یعنی خوشی به اون رسیده.
این افراد برای این که همیشه در حال و هوای خوش کشور های غربی باشن می گن اونجا خوبه،اگه اینجا اروپا بود عالی بود،بهترین کشور اونجاس،ایکاش من اروپایی بودم... .(واقعا فکر می کنید کم هستند کسانی که این گونه فکر کنند؟
)
ای عده از مردم که بیشترشون رو قشر جوان شامل می شه تنها و تنها خوشی های یه جامعه رو دیدن.با مشاهده چند ساعت ماهواره فکر میکنن دنیا رو خوشی گرفته و ما در گرفتاری دست و پا می زنیم؛غربی ها در حال کیف کردنن و ما گیر کردیم؛در حالی که این اولین قدم اشتباهه.اول از خودتون بپرسید کدوم آدم بی غمی پیدا میشه؟حتی پولدارترین فرد هم که ممکنه بی غم به نظر بیاد مطمئنا خواب خوش نداره،چون می ترسه نکنه مالم رو دزد ببره،نکنه شرکتم بسوزه و... .
خداوند در قرآن می فرماید.:ما انسان را نیافریدیم مگر برای ستایش ما و در جای دیگه می گه ما انسان رو در رنج و سختی آفریدیم:.عزیزان و دوستان با محبت باور کنید مردم غرب در بن بست و پوچی گرفتار شدن.از روی غم به خوشی های کاذب رو آوردن که بدتر مشکلاتی به مشکلاشون اضافه می کنه.همون طور که یه غربی نمی تونه تصور کنه یه ایرانی می تونه با محبت و مهربون باشه،یه ایرانی هم براش سخته باور کنه در پس اون پارتی های مردم غرب سایه ای از ناامیدی و غم تمام وجودشون رو فرا گرفته.
عزیزان به خدای بزرگ قسم همین مردم غربی که ما می بینیم فهمیده اند که خوشی های کاذب به هیچ درد نمی خوره،مدرک این حرف اینه که اونا تشنه مذهب شدن...اونقدر غرق در گناه شدن که دیگه نمی خوان برن،دوست دارن یه آغوش مهربان تر از آدم که دین باشه دستشون رو از این منجلاب بیرون بکشه.ما مسلمونا این مادر مهربون رو داریم ولی کدوممون به آغوشش می ریم؟
عزیزان،دوستان،مهربانان همه انسانها بلاخره به این نتیجه می رسن که خوشی های دنیا زود گذره و بلاخره تموم می شه و اون چیزی که ابدیه خداست و خدا.
کسانی زودتر به این معنی دست پیدا می کنند که سرشون به سنگ خورده باشه،مثل بسیاری از مردم غرب.باور کنید اگر تهاجم فرهنگی در غرب اجازه تبلیغ اسلام حقیقی رو بده قسم می خورم که بیشتر از دو سوم تمامی مردم مسلمان میشن در حالی که دولتمرداشون برای حفظ منافعشون نمی زارن این امر محقق بشه.
مردم اروپایی که فکر می کنید در گناهاشون لذت می برن و خوشن،دلشون مثل چشمیه که می خواد گریه کنه ولی نمی شه(تا حالا به این حس رسیدید؟
)
خیلی نتیجه ها می شه گرفت ولی من می خوام بگم اونا سرشون به سنگ خورده و دلشون می خواد دوباره پس از قرن ها به دین برگردن،یه دین حقیقی و پاک ولی متاسفانه ما که خودمون در آغوش دین هستیم داریم دستی دستی خودمون رو تو چاه اونا می اندازیم.
*یه نکته بگم در اشتباه نیفتید:ما در آغوش دین حقیقی نیستیم،دین حقیقی اونقدر زیباست که بهریتن زندگی در اون میسره؛پس اگه در جامعه ما بهرین زندگی میسر نیست بدونید که این دین حقیقی نیست.
یه جمله حکیمانه«بزرگترین اشتباه تاریخ این است که مردم از تاریخ عبرت نمی گیرند».
از این که همراهم شدید سپاسگذارم.امیدوارم که تونسته باشم در حد کم به عنوان یه برادر آگاهتون کرده باشم.
موفق و شاداب باشید
|
|