تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 

سلام سلام و صد تا سلام به همه مخاطبین گرامی محبت.

امیدوارم که تا اینجا از تابستان راضی بوده باشید.

همچنین آغاز ماه زیبای رمضان رو به همه شما تبریک میگم و آرزو دارم بتونید از فضیلت های این عنایت بزرگ بهره ببرید.

 

 

 

خیلی دوست داشتم محبت امروز رو مزیٌن به نام ماه مبارک رمضان میکردم ولی چون از قبل به دوستان قول داده بودم مباحثه تکمیل بشه این مهم عملی نشد.

جمع بندی مباحثه:خوشحالم بیشتر دوستان به این باور رسیدن که شناخت خیلی مهمه و باید سعی کنیم به جای تفکرات بیهوده(ساختن فرشته از فرد در ذهن) به شناخت طرف مقابل بپردازیم.

تعدادی از دوستان هم معتقد بودن فقط شناخت لازمه و اگه طرفین بفهمن هدفشون چیه سن محدودیتی نداره.

میدونید من معتقدم اگه انسان در زندگی بگه من فلان کارو میکنم،تمام جوانب اون کارو هم در نظر بگیره و با منطق هم جلو بره،اگه در شرایط برآوردن افکارش نباشه(محیط،سن،مکان،زمان)

تمامی اون منطق ها بیهودس.

فرض کنید شما یه پسری هستید که تازه امسال کنکور قبول شدید.در این بین عاشق یه دختر میشید و سعی میکنید اول اون رو بشناسید و بعد جلو برید.با توجه به توضیح قبل حتی اگه اون دختر تمام شرایط ایده آل رو داشته باشه(هدف دوستی زود گذر نباشه،بلکه ازدواج باشه و ...)

با تمام نگرش ها این ارتباط مناسب نیست چرا؟

چون شرایط محیطی مناسب نیست.چرا؟

میدونید زمانی یک مرد میتونه صاحب زندگی بشه که دارای کار باشه.وقتی این آقا بخواد با تحصیلات کار پیدا کنه حداقل به 7 سال درس خوندن نیاز داره.

به نظر شما دوستی که پایه اون به سستی یه دل بستنه و هیچ تعهد رسمی به نام ازدواج در اون نیست چه طوری میشه 7 سال دوام بیاره؟

اگه هم قرار باشه دوستی صرف حال باشه،تشکیل نشه خیلی بهتره؛چون خاطره هایی به جا میمونه که تا سالها در ذهن دو طرف نقش میبنده و چیزی جز درد و رنج به همراه نداره.

*و آخرین نکته قابل اشاره اینه که در توضیح درس های روزگار گفتم عاشقی به هدف کاذب شباهت داره و اون چیزی که ما فکر نمی کنیم در اون پیداست؛یکی از بزرگترین این موارد احساس پوچیه که بعد از رسیدن به همدیگه به طرفین دست میده.

اگه هم قبول ندارید برید عاشق بشید ببینم کی به این حقیقت نمیرسه.

=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-=.-

موضوع دیگه محبت امروز راجع به ندای محیطه.

.:تجربه بزرگترین معلم انسانهاست:..:حضرت علی(ع):.

همون طور که همیشه شنیدید انسانی میتونه توی زندگی برنده باشه که از تجربیات خود و دیگران استفاده کنه.مثلا من نوعی که دفعه قبل با اشتباهم موجب رنجش یه دوست شدم باید با نگاه به تجربه هام،اشتباه گذشته رو تکرار نکنم.

بیشتر مردم ما از این جهت مشکلی ندارن؛ولی مساله اینجاست که ما آموختن تجربه رو فقط در حیطه خودمون میبینیم و فقط شنیدیم که باید از تجربیات دیگران استفاده کرد و به ندای محیط گوش داد.

بیشتر مردم به نحوی از وسایل ارتباط جمعی استفاده و برنامه های اون رو دنبال میکنن.

ولی انصافا شده که وقتی یه نفر برنامه راز بقا رو نگاه میکنه،دقت کنه ببینه شیری برنده میشه که یبشتر بدوه؟

یا وقتی سرنوشت نگون بختی که اعتماد بی اساس به ناشناسی رو کرده،میخونیم به این فکر کنیم که ممکنه یه روز ما بازیگر قصه باشیم؟

شاید هم روزی جای اون شیر باشیم؟

میبینیم که ما عادت نداریم به ندای محیط گوش بدیم و از تجربیاتی که خداوند در ذره ذره هستی برای پیشرفت انسان قرار داده استفاده کنیم.

عادت داریم از مطالعه لذت ببریم نه این که در کنارش یاد بگیریم؛

عادت داریم از دیدن فیلم سینمایی بخندیم یا گریه کنیم نه این که در کنارش تجربه کسب کنیم؛

و در کل عادت داریم به زندگی به چشم خوشی نگاه کنیم نه راه میان بری برای پیشرفت.

فراموش نکنید انسان موفق انسانیه که در زندگی بهترین راه ها رو پیدا کنه.

امیدوارم مطالب در حد کم مفید بوده باشه.

=.-=.-خوشحال میشم اگه نظری راجع به مطالب داشتید بیان کنید=.-=.-

برای همه شما مخاطبین گل محبت آرزوی شادی و نشاط میکنم.     
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت   توسط پدرام  | 

سلام و صد تا سلام به دوستای مهربون و ناز محبت.

شادی همه شما مایه خوشحالی منه.

همون طور که اندکی از دوستان اطلاع دارن بنده نزدیک دو هفته رفته بودم مسافرت و جای همه شما خالی،خیلی لذت بخش و پربار بود.از امام رضا هم خواستم که همه دوستای وبلاگی رو کمک کنه.همون طور که اطلاع دارید مطلب امروز راجع به روابط بین دختر و پسره؛و از طرفی مطلب کاملا دو طرفه.

چون بسیاری از عزیزان گفته بودن که بهتره به صورت مباحثه باشه من هم سخنشون رو پذیرفتم.

.:در روایات آمده که شیطان(لعنت الله علیه)میگوید:اگر پسر و دختر نامحرمی به هم برسند نفر سومی که حاضر میشود من هستم:.

همون طور که خیلی از دوستان دیدن بنده نزدیک دو ماه نظر سنجی راجع به روابط بین دختر و پسر قرار دادم و هدفم این بود که واقعیت رو با مطالبم نقد کنم.

خلاصه ای از آمار رو براتون مینویسم تا بدونید بیشتر جوونا نظرشون چیه:(رتبه ها از بالا به پایین)

1.خیلی خوبه،من موافقم.

+2.در حد کم خوبه

++3.اگه هدف ازدواج باشه خوبه.

+++4.برای داشتن یه هم دم مناسب خوبه.

+++ 5.بد نیست ولی برای سنین بالای 22 سال

++6.برای سرگرمی خوبه.

+ 7.برای سنین نوجوانی به بالا خوبه. 

8.اصلا خوب نیست.

*دوستان محبت روزگار طوریه که گاهی اول درس میده و بعد امتحان میگیره.مثل آگاهی ما از یه هدف.این آزمون بهترین نتیجه،کمترین خطا و کمترین تجربه رو به انسان میآموزه.(قصه شاگرد و استاد)

*گاهی همزمان درس میده و امتحان میگیره مثل شلیک یه تفنگ به سوی هدف؛اگه اشتباه بزنیم سریع متوجه میشیم.این نوع درس خطای بیشتر و همچنین تجربه بیشتری رو به ما یاد میده

*و اما نوع سوم آزمونیه که خیلی شبیه آزمون اوله.فرد فکر میکنه هدفش کاملا مشخصه و به سوی هدفش حرکت میکنه.

در صورتی که هدف کاذبه و در اصل وقتی فرد در خطا فرو رفت متوجه میشه که کجا اومده.این آزمون بیشترین خطا و بیشترین تجربه رو به همراه داره.دلیل بیشتر بودن محو بودن حقیقته.

به نظر شما عاشقی مربوط به کدوم مرحله از آزمون زندگی میشه؟

من فکر میکنم کمتر کسی میتونه حقیقت هایی که مربوط به نوع سومه رو قبل از ورود پیشگویی کنه.

افرادی که وارد آزمون نوع سوم میشن اغلب شکست میخورن؛چون حقیقتش با هدف اولیه فاصله داره.

نوع سوم ضربه های مهلکی به روح میزنه؛چون فرد کلی انرژِی برای رسیدن به هدف صرف میکنه و در آخر که متوجه خطا میشه ماحصل خودش رو بر باد رفته میبینه؛پس تجربه های ارزشمند و سنگینی برای فرد به ارمغان داره.

حالا عاشقی در کدوم دسته قرار میگیره؟

مسلمه که عاشقی از نوع سومه.

برای فهم بهتر مطالب از یه مثال شروع میکنم.

محبت آدمی بود که فکر میکرد در عاشقی خیلی چیزا نهفته و با این که خیلی بزرگ نبود پا توی این عرصه کرد.دو بار شکست بدی متحمل شد ولی چون محبت قصه ما هنوز کوچک بود نیاموخته بود که باید از خاطره ها تجربه گرفت.مدت ها گذشت.محبت کوچک بزرگ شد و لطف خدا باعث شد که دید بهتری نسبت به مسایل پیدا کنه.آخرین باری که عاشق شد،در اواسط عاشقی فهمید به اون چیزی که فکر میکرده اصلا دست پیدا نمیکنه.

با این که معشوقش رو خیلی دوست داشت سعی کرد عقل رو بر قلب چیره کنه تا مبادا یه شکست دیگه متحمل بشه و برنده شد!

متاسفانه تا آدم عاشق نشه نمیتونه درک کنه که در اواسط عاشقی ممکنه پشیمان بشه؛ولی حقیقت اونی بود که محبت قصه ما به اون رسیده بود.

خیلی از مردم از عاشقی شکست میخورن و وقتی یه با تجربه حقیقت رو برای یه بی تجربه میگه،فرد نمیتونه باور کنه که ممکنه به شکست برسه.

یکی از دوستای بنده بدجوری هوای یه دختری توی سرش بود.خیلی بهش گفتم که عزیزم این کارو نکن ،خیری توش نیست؛ولی گوش نداد و میدونستم اگه خودم هم بودم گوش نمیدادم(هدف کاذب و فریبنده)و میدونستم که روزگار درسش رو بهش خواهد داد.

و در آخر این که بر اساس نظر سنجی افرادی که معتقدن خیلی خوبه مشخصه که روزگار بهشون درس نداده و متاسفم که کمترین افرادی به این تجربه رسیدن که عاشقی چیزی نیست که ما فکر میکنیم.

از نظر من عاشقی به همه رنگ ها هویدا میشه ولی رنگهای دنیایی اون بوی سراب میگیره.

حالا از همه دوستای مهربون میخوام نظرشون رو راجع به اولین مباحثه محبت بدن.

با تشکر فراوان و آرزوی موفقیت روز افزون برای شما عزیزان.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا