تبليغاتX
محبت
 
محبت
 
 
وبلاگی برای جوانان ایرانی
 

سلام و صد سلام رویایی به همه شما دوستان گل محبت

امیدوارم که حال همه شما خوب خوب باشه.

باز هم توفیقی صورت گرفت تا بنده در خدمت شما باشم. 

.:برای خشنودی مردم،کاری که خدا را خشمگین میسازد مرتکب مشو:..:امام صادق (ع):.

 

هر وقت به ابر ها نگاه میکنم ناخودآگاه غرق در تخیل میشم!عکس کار خودمه.

 

محبت امروز رو به چندین نکته که در طی یک ماه قبل به ذهنم رسیده بود اختصاص میدم.

*با این که در قرن تمدن به سر میبریم ولی از تمدن به دوریم.

روان شناسان زیادی به نتیجه رسیدند که باید با کودکان خشمگین رفتار نکرد،ولی اولین شکستن شیشه به دست کودک یعنی کتک خوردن تا حد مرگ.

این تربیت نیست،تخلیه خشم مادر است.

ایکاش روانشناسان نمی گفتند تا رو سفید میماندیم! اگر جای کودک و مادر را افراد جامعه بگذاریم به چه ها که نمیرسیم!

و ایکاش یک دوست قدر دوست خود را بداند.

*خداوند در قرآن به وفور دعوت میکند که بنده من در جهان هستی بنگر و تفکر کن.

من تکه ای یخ در قطب میگذارم و چند سال تمام صبر میکنم.بعد از چند سال به سراغ یخ سالخورده میروم.نه تنها ذوب نشده بلکه ممکن است بر مقدارش نیز افزوده شده باشد.

حال این یخ را بیرون آورم؛ذوب این تکه سالخورده چه مدت به طول میانجامد؟

چه کافرانی که یک شبه پارسا شدند و چه پارسایانی که یک ساعته کافر شدند.

بیایید ندای محیط را جدی بگیریم.

حرف آخر:*

شهادت

فیلم اخراجی ها چه طور بود؟

طنز؟ماورای آن؟کمی کمتر؟

در خاطر دارم وقتی گروهی این فیلم را مشاهده کردیم تنها کسی که گریه کرد من بودم.

از نظر من نه یک فیلم بود و نه یک کمدی.

چیزی که در آن هویدا بود جز زیبایی و لطافت و پاکی نبود.

آرزو دارم که روزی برای دفاع از وطنم؛توتم روحم،کالبدم را بر روی مین ها بیندازم تا راه را برای دیگر برادرانم هموار کنم.

دوست دارم در حالی که فریاد به اذن رب الشهدا میدهم جان به جان آفرین تسلیم کنم.

از لطف همه شما عزیزان و مهربانان کمال تشکر و قدردانی رو دارم.

شاد و طاهره باشید. 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت   توسط پدرام  | 

یه سلام با محبت و ماندگار به همه دوستان عزیز.

امیدوارم که حال همه شما خوب باشه.

از این که به روز کردن این پست اینقدر طول کشید،عذر میخوام.برای کامپیوتر بنده مشکلی پیش اومد و این فیض،که بنده در خدمت شما باشم رو به تاخیر انداخت.

ایام به کامتون بوده؟

انشا ا… که بوده و راضی بوده باشین.

محبت دومین ماه پاییز رو با با یه موضوع درباره خودم آغاز میکنم.

حتما برای شما پیش اومده که گهگاهی دلتون بگیره؛خوب طبیعی هم هست.

حالا اگه دلتون گرفت چی کار میکنین؟

من وقتی دلم میگیره به این فکر میکنم که ایکاش یه جای دیگه بودم.

یه جایی که برای خودم آرام بودم.

این آرامش شما کجاست؟

یه باغ؟

کنار ساحل دریا؟

کنار یه دوست؟

موسیقی؟

و … .

من گاهی آرامشم رو در جنگ میبینم.

 

خیلی دوست داشتم مثل خیلی از شهیدای عزیزمون که تمام عشق و زندگیشون رو رها کردن و به جبهه ها رفتن باشم.

شهیدایی که هر چند وقت یکبار نامه ای رو با عشق و محبت تمام مینوشتن و به امید این که به دست خانواده یا معشوق شون برسه،دوری رو تحمل کردن.

چقدر زیبا بود.

وقتایی که دلم میگیره خودم رو میزارم جای اون شهیدی که داره از سینه و سر و صورتش خون میچکه ولی لبخند روی لبش نقش بسته.

چقدر عاشق؛چقدر زیبا و چقدر آرام بخش.

دوست دارم که جای اون باشم.در اون لحظه ای که میدونم تا چندساعت دیگه زنده نیستم و میخوام به دیار باقی برم.

اون لحظه لبخندم رو به خشنودی خدا؛خانواده و عشقم نثار میکنم و به کمکش میفهمونم که تا آخرین لحظه های عمرم دوستتون دارم و هیچ گاه از یادم نمیرین.

در اون حال تنها یه چیز میتونه لبخندم رو محو کنه.این که بدونم این عشق و محبت یک طرف بوده و تنها خودم و خودم عاشق بودم،نه اطراف نسبت به من.

*گاهی از یادآوری خاطرات دوران کودکیم لذت میبرم،ولی حیف که نمیشه بهشون برگشت.

مهم نیست؛مهم اینه الان طوری زندگی کنیم که بعدها حسرت حال رو نخوریم.

*چقدر لذت بخشه پاک زیستن.

*گریه خیلی فایده داره.چشم رو روشن میکنه و دل رو پاک.فراموش نکنید که گریه در خلوت یه نقطه قوته نه ضعف.

دوستان عزیز دوست دارم نظرتون رو راجع به محبت این هفته بدونم.

همچنین از لطف بی کرانی که نسبت بهم دارین ممنونم. خوبی از شماست.

در پناه حق باشید.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط پدرام  | 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت   توسط پدرام  | 
 
  بالا